حدیث 22- صفر تا صد پاكيزگى و بهداشت در اسلام و قرآن

 رسول اللّه صلى الله عليه و آله: مَنِ اتَّخَذَ ثَوبا، فَليُنَظِّفهُ. کسی که لباسی را می گیرد (می پوشد)، بایدآنرا پاکیزه کند.

منبع: (الكافي، ج 6، ص 441، ح 3 ، قرب الإسناد، ص 70، ح 223 ، بحار الأنوار، ج 79، ص 297، ح 1، مكارم الأخلاق، ج 1، ص 230، ح 677 )

بهداشت چیست؟!

بهداشت به معنای نیکو داشتن، نگهداری تندرستی، حفظ صحت است و در اصطلاح به مجموعه فعالیت ها و اقداماتی که برای بهبود و ارتقای تندرستی و توانایی یک فرد یا جامعه انجام می شود، بهداشت می گویند؛ که شامل همه دانش ها و روش هایی است که به حفظ سلامت فرد و جامعه کمک کند. (ویکی پدیا. دانشنامه آزاد)

تاریخچه پاکیزگی

تا 3900 سال قبل از میلاد مسیح، بیماری صرفا بلایی آسمانی به شمار می آمد و کسی در کار بیماران دخالت نمی کرد و کسی که مریض می شد، اگر خوب شدنی بود، خود به خود بهبود می یافت؛ وگرنه می مرد. در این زمان، مردی به نام «اسقلبیوس» در یونان، به عنوان اولین طبیب، به فکر افتاد تا راهی برای نجات بیماران پیدا کند. یونانیان قدیم، احترام زیادی برای او قائل بودند و به نامش سوگند یاد می کردند. پس از مرگ وی، از او مجسمه های متعددی ساختند؛ زیرا عقیده داشتند که مجسمه او نیز بیماران را شفا می دهد. کاهنان در یکی از مجسمه های او مارهایی تربیت می کردند و می گفتند که روح اسقلبیوس در این مارها حلول می کند و آن ها را مقدس و شفابخش بیماران می پنداشتند و از این راه، صاحب اموال و ثروت های فراوانی می شدند. علت این که امروزه آرم پزشکی را دو مار پیچیده به دور میله ای تشکیل می دهد، همین است. (همان)

پیدایش بهداشت : «اسقلبیوس» اولین پزشک، به پیشنهاد دخترش «هیژی» به فکر پیشگیری بیماری ها افتاد وی شالوده رشته جدیدی را در طبابت ریخت، مبنی بر این که به مردم دستوراتی می داد که چه کنند تا بیمار نشوند و به افتخار دخترش، این علم را به زبان یونانی «هیژی نیوس» نام نهاد. بعد از آن بذر بهداشت که 3900 سال قبل از میلاد مسیح کاشته شده بود، در سال 1946 میلادی، عالی ترین ثمرات خود را به بار آورد. در این سال، اساس نامه سازمان جهانی بهداشت به تصویب رسید و دو سال بعد، به مرحله اجرا درآمد. ایران یکی از نخستین کشورهایی بود که در تأسیس سازمان مذکور سهم به سزایی داشت و در همین راستا، در سال 1320 شمسی وزارت بهداری تأسیس شد. (همان)

تاریخچه بهداشت درایران

مردمان ایران زمین در زمینه بهداشت، چه قبل از اسلام و چه بعد از آن، همواره از پیشگامان و نواندیشان این علم به شمار می رفتند. برای نمونه، کوروش، پادشاه هخامنشیان در لشگرکشی هایش، آب های جوشیده را در ظرف ها و مشربه های مخصوصی که روی ارابه حمل می شد، به میادین جنگ می فرستاد که از این راه، مانع اشاعه بیماری های مربوط به آب آلوده در میان سپاهیان گردد. هم چنین در دین زرتشت، آتش رمز پاکی و شایسته احترام بوده و خاک و آب، سرچشمه زندگی شمرده می شد و آلوده کردن آب و خاک به پلیدی ممنوع بود. بعد از ورود اسلام به ایران، مردم با پذیرش این دین الاهی و عمل به فرمان های نجات بخش آن، نمونه و یگانه دوران خویش گردیدند و دانشمندان و بزرگان زیادی را در گستره علم طب و بهداشت، هم چون ابو علی سینا و زکریای رازی به جهانیان معرفی نمودند. (همان)

بهداشت در اسلام

یکی از حقایق دین مبین اسلام، نظافت و پاکیزگی در ابعاد گوناگون زندگی است. قوانین بهداشت اسلامی، با طبیعت هر فردی سازگار است؛ زیرا همگان پاکی را می پذیرند و نظافت با سرشت آن ها عجین شده است. دین اسلام، نظافت را جزو وظیفه عقلی و دینی هر فرد می داند و در قرآن هم می خوانیم: «خدا بازگشت کنندگان از گناه و پاکیزگان را دوست می دارد». از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم نقل شده که فرمودند: «نظافت از ایمان است»، «اسلام بر پایه نظافت بنا شده است» و «شستشوی بسیار کن که خدا بر عمرت بیافزاید». دین اسلام همواره برای بهداشت و رعایت آن که از مهم ترین راه های پیش گیری از بیماری است، اهمیت به سزایی قائل شد، و به پیروان خویش، پیش گیری را که از نظر مادّی و معنوی کم هزینه تر از درمان است، توصیه می کند. (النجاه، جاحظ، 1419ق، ص298).

 

اهمیت بهداشت در اسلام

با نگاه به وضع بهداشت در زندگی عربِ عصر جاهلی و مقایسه آن با پس از بعثت می توان دریافت که تاکیدهای قرآن و دیدگاه و سیره نبوی در تغییر فرهنگِ زندگی اثرگذاری عمیق و چشمگیر داشته است. عرب قبل از اسلام، از نظر بهداشت و کیفیت تغذیه و خوراک که از نمادهای تمدنی است، وضع اسف‌باری داشت. خوردن خون و گوشت درندگان و خزندگان، و حیوانات وحشی و حتی گوشت انسان نیز در بین آنان رواج داشت. آنان در اشعار خود به هجو قبایل با خوراکی‌های پست، پرداخته و نمایی از فرهنگ تغذیه عرب را به تصویر کشیده‌اند.(همان، ص300).
این گزاره‌های ادبی بیان‌گر وضع معیشتی عرب و فقدان هرگونه بهداشت و توجه به این مسائل، قبل از اسلام است. آنان از خوردن گوشت سگ نیز ابایی نداشتند؛ عرب با این خوراکی ها که فاقد بهداشت بود، تنها به فکر تأمین خوراک به حسب ضرورت بود. برخی از آثار ادبی سروده‌هایی دارند که حاکی از این مسئله است که برخی از قبایل عرب از خوردن گوشت سگ چاق خود پرهیز نداشند. (همان، ص301)
همه اینها علاوه بر فقدان بهداشت در امر تغذیه و پست بودن خوراک آنان، بیان گر درنده‌ خویی و نهایت قساوت و گمراهی برخی از قبایل عرب قبل از اسلام است. دین اسلام آداب رسوم آنان و فرهنگ‌شان را دگرگون و تعالی بخشید. امیرمؤمنان(ع)، وضع فرهنگی و معیشتی عرب را قبل و بعد از اسلام مقایسه و تأثیر نبوت و کتاب آسمانی را در تمام ابعاد زندگی عرب تبیین نموده و می فرماید: «عرب قبل از اسلام در پست‌ترین معیشت و زندگی قرار داشت و فاقد معرفت و تشخیص بود؛ بهترین غذای آنان خرما بود که به آسانی تحصیل نمی‌شد، فاقد زراعت و کشاورزی، به ویژه در مکه شرایط سخت‌تری نسبت به یثرب حاکم بود؛ و آغاز دعوت پیامبر اکرم(ص) در مکه و دعوتش از مکیان بود که با مقاومت سرسخت قریش و قبایل دیگر مواجه گردید.». (ابن ابی الحدید، 1378ق ج2، ص20 و ص185 و ج7، ص114؛ نهج البلاغه خطبه 104).
احمد امین مصری که خود عرب است، درباره‌ وضعیت معیشتی اعراب قبل از اسلام چنین می‌نویسد: «… گوشت آنها را با یک مختصر طبخی ساده می‌خورند … و نیز سوسمار و موش صحرایی و پشم شتر را هنگام تنگ‌دستی می‌خوردند … و هنگام اضطرار، آب و عصاره موادی را که در شکم حیوانات است می‌خورند. از خوردن هیچ جانوری هر چه باشد، خودداری نمی‌کردند». اما پس از ابلاغ آئین اسلام به تدریج فرهنگ قرآنی و فرامین الهی و نوع رفتار پیامبر هنجارها و آداب و رسوم را دگرگون کرد. وضع عمومی معیشت نیز مشمول این دگرگونی بود. ( پرتو اسلام، احمدامین، ترجمه خلیلی، 1377ق.).

 

بهداشت در قرآن

در قرآن کریم به مسئله بهداشت توجه ویژه شده و برای آن آثار معنوی فراوانی ذکر گردیده است. واژه ها و مفاهیمی که در قرآن برای اهمیت بهداشت می توان یافت؛ واژه هایی مانند: طیب، طهر و غسل است. واژه ای چون غسل، به شستشوی ظاهری توجه ویژه و حکمی داشته و برخی مانند: طیب و طهر مفهومی فراگیر از ظاهر و باطن دارد. بنابر این می توان گفت، در قرآن مقصود از این مفاهیم بهداشت ظاهری و باطنی است. (همان)
بسیاری از مفسرین معاصر یا همه آنها آیاتی که این واژه ها در آنها وجود دارد. وگاهی فراتر از آنها را مانند: دوری از زنا و مقاربت با همسران، در ایام حیض را معادل بهداشت فردی و خانوادگی، تفسیرکرده اند؛ رعایت بهداشت در قرآن برای جلب دوستی خداوند و رسیدن به ترقی معرفی شده است. «خداوند پاکیزگی را دوست دارد»؛ (توبه، 108) چون پاکیزگی نمایانگر جلوه ای از زیبایی هاست؛ به همین جهت پیامبر(ص)، نظافت و پاکیزگی را نمایی از ایمان برشمرده است. خداوند در قرآن پاکیزگی را این گونه وصف نموده و پاکیزگان را دوست خود بر شمرده است. (بقره، 222) رستگاری یکی از فواید بهداشت و پاکیزگی است؛ دوری از خبائث و پلیدی ها در قرآن از علائم رستگاری است. (مائده،90).
بهداشت و پاکیزگی در قرآن ملاک و معیار ارزش گذاری اشیاء شمرده شده و چیزهای پاکیزه نماد خوبی ها دانسته شده است، که پلیدی ها در مقایسه با آنها بی ارزش هستند. (مائده،100 ). بهداشت شرط اساسی استفاده از نعمت های زمینی و مواهب است.
از نگاه قرآن، هر نعمتی که به وصف پاکیزگی متصف است؛ قابل بهره وری است. چیزهای کثیف و غیر بهداشتی ممنوع از بهره مندی هستند. با توجه به تعریفی که از بهداشت شده و مقبولیت همگانی دارد، اشیاء و مواد غذائی غیر پاکیزه برای انسان زیان آور و برای سلامتی زیان بار به شمار آمده اند؛ از این روی قرآن شرط بهره مندی از خوراکی ها و … را پاکیزگی و بهداشتی بودن آنها برمی شمارد؛ (بقره،166) خوردن چیزهای پاکیزه بر شما مجاز شد.(مائده، 87)
وصف طیب به معنای پاکیزگی و برخورداری از بهداشت است که قیدی برای حلال ذکر شده است. در این وصف، نکته بسیار ظریف نهفته است که هر طیبی را حلال و قابل خوردن نمی شمارد؛ بلکه غذای گوارا و پاکیزه ای که حلال است، از بهداشت کامل نیز برخوردار است و خوردن آن مجاز است. (مائده، 4 و5).
برخوردارى از بهداشت و سلامتى یکى از حقوق مسلم فردى و اجتماعى است که در دین اسلام به‌صورت تکلیف وجوبى، حرمتى، استحبابى و یا مکروهى گنجانده شده است. بهداشت و پیشگیرى سبب سلامتى فکرى وجسمى جامعه مى‌شود و از نظر اقتصادى نیز مقرون به صرفه است. تحقیق در آیات قرآن و احادیث و متون اسلامى توجه و دقت اسلام را نسبت به بهداشت و سلامتى فرد و جامعه روشن مى‌سازد.

هیچ دین و مکتبى مانند اسلام، نسبت به مسائل و اصول بهداشتى سفارش نکرده است. اسلام اکثر مسائل بهداشتى را تحت عنوان واجب، حرام، مستحب یا مکروه بیان کرده است. مثلاً خوردن خبائث و چیزهاى پلید از قبیل؛ خون، چرک، ادرار، مدفوع، گوشت مردار، گوشت حیوانات حرام گوشت، خوردن خاک، شراب، آبجو و سایر مسکراتى که عقل را زایل و سلامتى انسان را به خطر مى‌اندازد، حرام است، از طرفى بسیارى از مسائل بهداشتى که نقش مهمى در سلامتى انسان دارند را تحت عنوان واجب یا مستحب بیان کرده است. مثلاً از شرایط نماز، طهارت بدن و لباس است و وضو و غسل از واجبات و مقدمات نماز شمرده شده و در وضو و غسل، شستن داخل بینى و دهان و مسواک زدن مستحب است.

 

دستورات اسلام درباره اصول کلی پاکیزگی

اسلام راهنمای مطمئن انسان در تمام ابعاد زندگی، درباره اصول کلی طب و بهداشت نیز دستوراتی به مسلمانان می‌دهد. قرآن مجید برخی امور را حرام و بعضی دیگر را مباح و حلال دانسته است که به‌طور مسلم، همه این سفارش‌ها بنابر حکمت خاص خود و با توجه به وضع جسم و جان انسان تشریح شده‌اند. هر آن‌چه در قرآن، حرام شناخته شده است، بی‌شک از لحاظ مادی یا معنوی برای مردم زیانبارند و هر چیزی که در قرآن، از آن به حلال و مباح یاد می‌شود، بر صحت جسم و روح تأثیرگذار است. قرآن کریم در آیه ۳۱ سوره اعراف آدمی را از زیاده‌روی در تغذیه نهی کرده و فرموده است: « بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید که خداوند اسراف‌کنندگان را دوست ندارد.».
مضمون این آیه از مهم‌ترین دستورات بهداشتی اسلام است و بنابر تحقیقات دانشمندان نیز سرچشمه بسیاری از بیماری‌ها، مصرف اضافی غذاست که در واقع، بار سنگینی برای قلب و دیگر دستگاه‌های بدن بوده و زمینه‌ای برای شروع انواع ناراحتی‌های جسمی است. ازاین رو، نخستین گام برای درمان بسیاری از بیماری‌ها، تصمیم جدی داشتن برای رعایت این توصیه اسلام است تا جسم و روحی پاک و سالم داشته باشیم. در واقع یکی از ویژگی‌های دین اسلام، تشویق انسان به رعایت پاکی در ابعاد گوناگون زندگی است؛ زیرا خواسته ذاتی و فطری هر انسان، دوری از آلودگی‌های جسمی و روحی است. اسلام با قراردادن نظافت در برنامه عبادی فرد مسلمان، انگیزه لازم را در او ایجاد کرده است تا بهداشت و پاکیزگی را رعایت کند.

بنابراین نظافت و بهداشت در اسلام، ضابطه‌مند و تحت نظام خاصی است. به‌طوری‌که فرد مسلمان، خود را ملزم می‌داند بهداشت را امری شرعی و دینی بداند و آن‌ را در هرحال و به‌طور مستمر رعایت کند. رعایت بهداشت فردی و اجتماعی در اسلام مطلوب و بسیار مورد توجه است. قرآن کریم در زمینه بهداشت در پوشش، تغذیه، بدن و سایر امور زندگی انسان به وضوح سخن گفته و آن را از مطالبات و در حد تکالیف شرعی مطرح کرده است.

راجع به این رویکرد، ده ها آیه در قرآن هست که به روشنی در برخی از امور رعایت بهداشت را لازم می داند. به همین جهت، در سیره نبوی نیز اهتمام جدی در تمام امور به بهداشت دیده می شود. گاهی حضرت از مردم با تاکید و سفارش درخواست رعایت بهداشت را کرده و آنرا به عنوان نماد مسلمانی و جزئی از ایمان به خداوند و در درون معرفت الهی جای داده است. در سیره نبوی توجه به بهداشت در تغذیه و پوشش و محیط زندگی، به عنوان برنامه دائمی رعایت شده و یکی از راه های ترقی معنوی انسان مطرح است. در مقاله حاضر علاوه بر توجه به رویکرد قرآن به بهداشت، نمونه هایی از رفتار و سیره نبوی در رعایت بهداشت از جمله در تغذیه و لباس و آراستگی ظاهری و توجه به سلامتی جسمی تبیین شده است. (ویکی پدیا. دانشنامه آزاد)

طهارت و پاکیزگی در اسلام شرط مقدمی در تمام جنبه های عبادی می باشد. می توان ادعا کرد که عنوان یکی از ماموریت های پیامبر(ص) بهداشت و پاکیزگی و نظافت لباس، بدن، خوراک و سایر ابعاد زندگی انسان بوده، که در قرآن و سنت او منعکس شده و در ترویج و مقبولیت دین او تاثیر شایسته داشته است. پیامبراکرم در توجه به بهداشت و رعایت آن الگو است و سیره نمایان و قابل تاسی دارد. در این مقاله به گوشه هایی از این بعد از زندگی پاکیزه آن حضرت جهت اقتباس و پیروی اشاره می شود.

1. بهداشت فردی و اجتماعی :

تأمین سلامت جامعه، مرهون بهداشت آن است و این امر خطیر و بسیار مهم، هم باید به صورت فردی و هم به صورت اجتماعی رعایت گردد. در بهداشت فردی، هر کس دستورات بهداشتی را که فراگرفته، رعایت می کند؛ مثلاً هر فردی باید شخصا بهداشت اعضای بدن خود، مثل دست و صورت، دهان و دندان، چشم و… را رعایت کند تا سالم و تندرست بماند. در بهداشت اجتماعی، همه باید مقررات و دستورات عمومی و اجتماعی بهداشت را رعایت کنند، مانند خودداری از آلوده نمودن آب، لزوم رعایت نکات بهداشتی در مواقع شیوع بیماری های واگیردار و … .
از نکات مهمی که رعایت آن در بهداشت فردی ضروری است، استحمام مرتب است که اثر چشم گیری در سلامت و تندرستی فرد می گذارد. از امام رضا علیه السلام نقل است که: «استحمام، مزاج را به اعتدال کشانده، چرک را از بدن زدوده و چربی های چرکین را بر روی پوست آب می کند. قوای فرسوده شده را نیروی مجدد بخشیده و رمز نشاط و طراوت هر انسانی است. اعصاب و رگ ها، نرم شده و اعضای اصلی بدن نیرو می یابند و بالاخره، استحمامْ عفونت های تن را می شوید.» بهداشت فردی و اجتماعی موارد متعددی دارد که برخی از آنها عبارتند از :

الف – شستن جامه ‏:

امام على عليه السلام: هر كس جامه خويش را تميز كند، انديشه و اندوهش كم شود. (كنز الفوائد، ج 2، ص 182، بحار الأنوار، ج 78، ص 93، ح 104.)
امام على عليه السلام: جامه تميز، اندوه و غم را مى‏بَرَد و مايه طهارت براى نماز است. (الكافي، ج 6، ص 444، ح 14.)
امام على عليه السلام: شستن جامه، اندوه و غم را مى‏بَرَد و مايه طهارت براى نماز است. (الخصال، ص 612، ح 10 ، تحف العقول، ص 102، مكارم الأخلاق، ج 1، ص 99، ح 185 وص 229، ح 676، مجمع البيان، ج 10، ص 581 ، ج 2، ص 158، ح 561 ، بحار الأنوار، ج 76، ص 84، ح 5.)

 

ب – شستن دستمال‏ :

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دستمال آلوده به چربى و بوى گوشت را در خانه مگذاريد، كه آن، خفتنگاه شيطان‏هاست. (الكافي، ج 6، ص 299، ح 18، علل الشرائع، ص 583، ح 23 و فيه« اللحم» بدل« الغمر»، المحاسن، ج 2، ص 234، ح 1717 ، بحار الأنوار، ج 63، ص 199، ح 15؛ الدرّ المنثور، ج 6، ص 227.)

 

ج – پوشاندن روى ظروف ‏:

امام باقر عليه السلام: پيامبر صلى الله عليه و آله، ظرف سرپوش‏دار را مى‏پسنديد. (المصنّف لابن أبي شيبة، ج 5، ص 527، ح 4 ، سبل الهدى و الرشاد، ج 8، ص 33 ، كنز العمّال، ج 7، ص 110، ح 18220.)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بر درهايتان قفل بزنيد، دهانه مشك‏هايتان را ببنديد و بر ظرف‏هايتان درپوش بگذاريد. (صحيح ابن حبّان، ج 4، ص 91، ح 1275، صحيح ابن خزيمة، ج 1، ص 68، ح 132، المصنّف لابن أبي شيبة، ج 5، ص 527، ح 2 ، كنز العمّال، ج 15، ص 331، ح 41264.)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: درِ [خانه‏] هايتان را ببنديد، ظرف‏هايتان را وارونه بگذاريد، دهانه مَشك‏هايتان را ببنديد، و چراغ‏هايتان را خاموش كنيد؛ چه، به آنان‏(شياطين) اجازه داده نشده است بر ديوار خانه‏هاى در بسته شما بالا روند. (مسند ابن حنبل، ج 8، ص 296، ح 22327 ، كنز العمّال، ج 15، ص 327، ح 41251.)
مسند ابن حنبل‏ به نقل از ابو هريره: پيامبر خدا به ما فرمود كه آب وضو را بپوشانيم، دهانه مَشك را ببنديم و ظرف را وارونه بگذاريم. (مسند ابن حنبل، ج 3، ص 296، ح 8808، سنن الدارمي، ج 1، ص 557، ح 2056، صحيح ابن خزيمة، ج 1، ص 67، ح 128، السنن الكبرى، ج 1، ص 388، ح 1213، سنن ابن ماجة، ج 2، ص 1129، ح 3411 ، كنز العمّال، ج 9، ص 450، ح 26921.)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در [خانه‏] هايتان را ببنديد، دهانه مشك را ببنديد، ظرف را وارونه بگذاريد (يا درپوش بگذاريد) و چراغ را خاموش كنيد؛ زيرا شيطان، درِ بسته‏اى را باز نمى‏كند، سرِ بسته مَشكى را نمى‏گشايد، درِ ظرفى را بر نمى‏دارد، و موش، خانه مردم را بر سرشان آتش مى‏زند. (سنن الترمذي، ج 4، ص 263، ح 1812، الموطّأ، ج 2، ص 929، ح 21، مسند ابن حنبل، ج 5، ص 25، ح 14232، الأدب المفرد، ص 357، ح 1221، صحيح ابن حبّان، ج 4، ص 87، ح 1271، كنز العمّال، ج 15، ص 352، ح 41342؛ علل الشرائع، ص 582، ح 21 نحوه، بحار الأنوار، ج 63، ص 204، ح 30.).

 

د – شستن سر با سِدر:

امام على عليه السلام: هنگامى كه خداوند، پيامبر خويش را به آشكار ساختن اسلام فرمان داد و وحى هويدا شد، كم بودن شمارِ مسلمانان و فراوان بودن شمارِ كافران را ديد. پس پيامبر خدا به سختى اندوهگين شد. در اين هنگام، خداوند، جبرئيل را با قدرى سدر از سدرة المنتهى فرستاد. وى، سرش را با آن شست و بدين وسيله، اندوهش برطرف شد. (الكافي، ج 6، ص 505، ح 7 ، بحار الأنوار، ج 18، ص 213، ح 44)
كتاب من لا يحضره الفقيه: پيامبر خدا، اندوهگين شد. پس جبرئيل به او توصيه كرد سرِ خويش را با سدر بشويد. آن سدر، از سدرة المنتهى بود. (كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 125، ح 294، مكارم الأخلاق، ج 1، ص 142، ح 367، ثواب الأعمال، ص 37، ح 2 ، الدعوات، ص 120، ح 283 ، بحار الأنوار، ج 76، ص 87،).

 

ه – گرفتن سبيل ‏:

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس در هر جمعه، قدرى از سبيل و ناخن‏هاى خود را بگيرد، خداوند به [بدن‏] او شفايى نهد و دردى از او برون بَرَد. (الفردوس، ج 3، ص 584، ح 5826 ، مكارم الأخلاق، ج 1، ص 152، ح 396 و ح 398) و – كوتاه كردن ناخن‏ها : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: كوتاه كردن ناخن‏ها، مانع [بروز] درد بزرگ مى‏شود و روزى را سرشار مى‏سازد. (الكافي، ج 6، ص 490، ح 1 ، ثواب الأعمال، ص 42، ح 4 ، جامع الأخبار، ص 334، ح 943 ، الخصال، ص 612، ح 10 ، تحف العقول، ص 101، بحارالأنوار، ج 76، ص 119، ح 2.)
پوشیدن كفش مناسب : امام حسين عليه السلام: پيامبر خدا به من فرمود: «فرزندم!… كفش خوب به پا كن كه كفش، خلخالِ (زينت پاى) مردان است. (دعائم الإسلام، ج 2، ص 164، ح 591؛ كنز العمّال، ج 15، ص 412، ح 41627)
امام على عليه السلام: كفش خوب به پا كردن، مايه نگهدارى بدن است و يارى‏دهنده‏اى است بر نماز و طهارت. (الكافي، ج 6، ص 462، ح 1 ، مكارم الأخلاق، ج 1، ص 266، ح 799 ، الخصال، ص 611، ح 10 ، بحار الأنوار، ج 10، ص 90، ح 1.)
امام صادق عليه السلام: عادت به پوشيدن كفش، از مرگ‏هاى بد، جلوگيرى مى‏كند. (الكافي، ج 6، ص 467، ح 6.) امام صادق عليه السلام‏ هنگامى كه به يكى از اصحاب خود نگريست كه كفش سياه داشت: تو را كفش مِشكى به چه كار؟! آيا نمى‏دانى كه اين كفش به چشم زيان مى‏رساند، آلتِ مردانگى را سست مى‏كند، از ديگر انواع، گران‏تر است و هيچ كس آن را نمى‏پوشد، مگر اين كه با آن، احساس نخوت مى‏كند؟! (الكافي، ج 6، ص 465، ح 1.)

 

2. بهداشت تغذیه :

اسلام همان طور که به تقویت روح اهمیت می دهد، به سلامت جسم و تغذیه نیز توجه نموده است؛ زیرا بدیهی است که برای انجام وظایف دینی، باید عضلات و اعصاب قوی داشت که آن هم با تغذیه سالم ارتباط دارد. دین اسلام در امر تغذیه دستوراتی دارد که به کارگیری آن، انسان را در مقابل تمامی امراض و دردهای جسمی بیمه خواهد کرد؛ چرا که براساس این دستورات، مسلمانان از مصرف همه چیزهایی که برای جسم مضرّ است، منع شده اند و با کنترل کامل غذایی، استفاده از بقیه خوردنی ها و آشامیدنی ها تجویز شده است. پیامبراکرم (ص) در هنگام خوردن، این دستورات خاص بهداشتی را، رعایت می‌کرد: – قبل از هر چیز با گرسنگی کامل بر سر سفره حاضر می‌شد و قبل از سیر شدن دست می‌کشید و پرخوری نمی‌کرد. اصحاب خود را نیز به این روش دعوت و از پرخوری وآروغ زدن بر سر سفره و در جمع نهی می کرد. اولین آسیب پرخوری و مصرف بی رویه غذا، استهلاک دستگاه گوارش و کاهش عمر آن هاست. بیماری ها وقتی در بدن، زمینه رشد پیدا می کنند که نظام دفاعی بدن نتواند در مقابل ویروس ها و میکروب ها مقاومت نماید.

علت کاهش توان دفاعی، پیری سلول های بدن و استهلاک آنها است که حاصل فرایند کار و تلاش فراوان بدن جهت هضم و جذب غذاها و دفع سموم و اضافات آنهاست. -پیامبر برای اجرای دستورات بهداشتی برای آنها تضمین و پشتوانه عملی و پایبندی در نظر می گرفت. علاوه براینکه در وهله اول، خود پایبندی پایدار و مداوم نشان می داد؛ برای آنها پادش اخروی پایدار و مستمر که نشانگر نتیجه باطن اعمال و رفتارهای بهداشتی بود مقرر می کرد. آن حضرت پس از شستن کامل دست و صورت و انجام وضوء و مسواک بر سر سفره می نشست و می فرمود، هرکس علاقه مند است در خانه اش، برکت باشد با وضوء بر سر سفره بشیند. این شیوه فرهنگ سازی با اصول بهداشتی تنها در مکتب او صورت گرفته که در جوامع اسلامی نمایی از دین محسوب می گردد. (پرتو اسلام، احمد امین، 1377ق.).

– نمک و سرکه دو مواد غذایی افزودنی هستند که خاصیت ضد انگلی و ویروسی دارند؛ نمک در جذب اکسیژن برای سلول ها از ریه ها و تقویت گلبول ها برای مبارزه با میکروب ها و مواد خارجی موثر است. پیشرفت علوم تجربی این خواص را برای این دو ادویه اثبات کرده؛ چهارده قرن پیش در جامعه عربستان و جوامع دیگر درباره خواص مواد چون نمک و سرکه و … کسی فکر و اندیشه ای نداشت.
اگرچه استفاده از آنها در غذا رواج داشته اما پیش از غذا چشیدن نمک و سرکه روش معمول نبوده؛ اما پیامبر اکرم (ص) با نمک آغاز به خوردن می‌نمود و به دیگران سفارش می‌کرد و آنرا به عنوان عمل استحبابی (دارای پاداش) مطرح می کرد. بدین روش فرهنگِ بی توجه به بهداشت و پاکیزگی عربستان را به تدریج تغییر داد و بهداشت و اهتمام به سلامتی را همگانی می کرد. (اولین دانشگاه، آخرین پیامبر، رضا پاک نژاد، ج4، ص128) بر سر سفره طولانی می‌نشست، و به آن اهمیت می‌داد و غذا را بسیار می‌جوید.

– از ظرف مقابل خودش غذا می‌خورد. ظاهراً ظرف شخصی داشت و هنگام خوردن به صورت دیگران، خیره نمی‌شد و از مقابل کسی غذا بر نمی‌داشت مگر سبزی، نمک و … – در غذا نمی‌ دمید. شاید دمیدن در غذا عمل غیر بهداشتی تلقی شود؛ از آن جهت که میکروب و یا ذرات معلق در هوا که آلوده هستند، با دمیدن روی غذا نشسته و آن را آلوده می کنند. – پرهیز از خوردن غذای داغ؛ به جهت آسیب رسانی به بافت های مخاط دهان و دندان ها کاملا امر بهداشتی است، که در سلامتی دهان و دندان موثر است. از این روی پیامبر توصیه فراوان می کرد که از خوردن غذای داغ پرهیز کنید. هرگز غذای داغ نمی‌خورد و آنرا منع می‌کرد و برای سلامتی زیان بار می دانست. – آب را یکباره به سر نمی‌کشید، بلکه با مکث و سه بار می نوشید و آرام می‌خورد و با غذای چرب آب کمتر می‌خورد. دوست داشت در ظرف های تمیز و بهداشتی بلورین که از شام برایش می آودند، آب بخورد که آنها را تمیز ترین ظروف می دانست. گاهی نیز با دستهایش و یا ظروفی که از چوب می ساختند؛ آب می خورد. (همان، ص31 )

– لقمه‌ها را بسیار کوچک بر می‌داشت. – نان خورده و ریزه‌های بر سر سفره را جمع می‌کرد و می‌خورد. پیامبر (ص) اغلب نمک و سرکه و سبزی بر سر سفره‌اش بود. وجود نمک یا سرکه و سبزی بر سر سفره جهت بهداشتی دارد؛ چون نمک و سرکه هر دو ضد عفونی کننده هستند و قبل از شروع غذا استفاده از یکی آنها مستحب شمرده شده است؛ امروزه با استفاده از علوم تجربی اثبات شده که سبزی ها حاوی موادی بنام فیبرها هستند که مهمترین عامل پیشگیری از سرطان می باشند؛ از این روی پیامبر و معصومان دیگر بر سر سفره به لحاظ خواص ضد ویروسی آن، سبزی مصرف می کردند. (همان، ص77)

 

3. بهداشت محیط

ممکن است انسانی به طور انفرادی برای حفظ تندرستی خود، موازین بهداشتی را رعایت کند، ولی اگر الزام به حفظ بهداشت عمومیت نداشته باشد و کسانی محیط زندگی را آلوده سازند یا دفع زباله به شیوه صحیح و بهداشتی صورت نگیرد، کانونی برای آلودگی و به خطر افتادن سلامت افراد به وجود خواهد آمد. زباله، کانون آلودگی به انواع میکروب ها و محل پرورش مگس و حشرات دیگر و نیز جولانگاهی برای عوامل بیماری زا و عوامل جابه جایی آلودگی ها و گسترش آن هاست؛ چنان که در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده که: «زباله را در خانه جای ندهید و آن را خارج کنید؛ زیرا جایگاه شیطان(میکروب) است.». (همان، ص78)

 

4. بهداشت منزل

یکی از مواردی که موافقت آن با موازین بهداشتی، بهترین جایگاه را در سلامت افراد دارد، بهداشت مسکن است. خانه مناسب، باید از نظر موقعیت ساختمان، وضعیت آب آشامیدنی و فاضلاب، بهداشتی بوده و مشخصات ساختمانی از نظر نور، تهویه، حرارت، رطوبت و سرو صدا آن چنان باشد که سلامت جسمی و روحی ساکنان را تأمین و از بروز و انتقال بیماری های واگیردار، حوادث و سوانح تا حد امکان جلوگیری به عمل آورد. (مجله گلبرگ فرودین 1384، شماره 61).

 

5. بهداشت خواب :

خواب راحت در محل و زمان مناسب، بدن خسته را توان مجدد بخشیده و به تندرستی و شادابی فرد کمک شایانی می کند. در آموزه های دینی نیز بدین مسأله اشاره شده است. برای نمونه، در روایتی از امام رضا علیه السلام در این باره می خوانیم: «به راستی که خواب، مایه آرامش و قوام مغز است». درباره زمان خواب نیز در روایتی از امام صادق علیه السلام ، آمده است: «خواب بامداد شوم است و جلوی روزی را می گیرد، رنگ را زرد و صورت را زشت می گرداند.». (همان)

 

6. آراستگی و پاکیزگی پوشاک :

آراستگی و نظافت موها، یکی از نکات قابل توجه در بهداشت فردی است که در روایات نیز بدان اشاره شده است. پوشیدن لباس مناسب نیز در سلامت فرد مؤثر است؛ زیرا بدن را در تنظیم حرارت کمک کرده، آن را در برابر عوامل آزار دهنده خارجی مصون نگه می دارد. لباس نباید به گونه ای باشد که سبب اختلال تنفس سطحی پوست و تعریق بشود. پاکیزه بودن و سبک بودن لباس، شرط دیگر آن است. دوخت و شکل خارجی لباس ها باید طوری باشد که مانع آزادی حرکات و اعمال طبیعی اندام های بدن نگردد. آیاتی نیز در قرآن وجود دارد که درباره‌ بهداشت و پاکیزگی جامه و لباس، سخن گفته و به اهمیت آن پرداخته است؛ «جامه و لباست را پاکیزه دار». (مدثر، 41)
این خطاب وقتی به پیامبر نازل شد که او را به عبادت ترغیب می‌فرمود. مفسرین بر این باورند که خداوند در این آیه پیامبر(ص) را برکوتاه کردن لباس از پایین و آستین دستور می‌دهد؛ چرا که، که رسم عرب بر پوشیدن لباس بلند بود. خداوند این فرهنگ را اصلاح می‌کند، که لباس‌هایشان بر زمین کشیده شده و کثیف می‌شد و با همین حال در خانه و در اجتماع حاضر می‌شدند. برخی دیگر بر این گمان هستند که منظور شستن لباس با آب است که خداوند صریحاً از پیامبر می‌خواهد که با لباس‌های پاکیزه در عبادت حاضر شود؛ این مسئله بیانگر اهمیت و نقش پاکیزگی و بهداشت پوشش در قبولی عبادت، که موضوع دستور خداوند بر پیامبر قرار گرفته است. (تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 6، ص171؛).

علامه طباطبائی بر این باور است که خداوند در این آیه ضمن تشریع نماز به تشریع طهارت در لباس برای نماز پرداخته است. در هر صورت توجه به پوشش در آیات مختلف بیان گر اهتمام قرآن، به مسئله بهداشت در پوشش می‌باشد. (همان). برخی از تفاسیر معنای «طهر» را عام گرفته و برای هر حال مؤمن (نماز و غیر نماز) لازم دانسته‌اند.
از این آیه استفاده می‌شود که، پاکیزگی و نظافت و آراستگی ظاهری و مراقبت از بهداشت لباس در قرآن موضوعیت داشته که خداوند به آن اهمیت داده است و در آغازین روزهای وحی به پیامبر که مخاطب اول قرآن است، دستور داده تا ضمن ابلاغ توحید به این مساله نیز عطف توجه کند. در آیات دیگر نیز به صراحت اهمیت بهداشت عمومی برای مؤمنین تبیین شده و خداوند پاکیزگان و زیباگرایان مؤمن آراسته را دوست می‌دارد.(توبه، 108) امر به نظافت و غسل (مائده، 6)
در هنگام عبادت یا پس از تلاقی به نجس‌ها و پرهیز از پوشیدن لباس‌های پوستی که از حیوانات نجس تهیه شده(مائده،3؛ بقره،173؛ نحل، 115) نیز به مراتب، بیانگر اهمیت بهداشت در دین اسلام می‌باشد. سیره نبوی در رعایت بهداشت فردی و عمومی : پیامبر اکرم در جامعه ای به پیامبری برانگیخته شد که از نظر تمدنی و بهداشتی دارای وجه برجسته ای نبوده و به آن توجه عمومی و انگیزه کافی وجود نداشت. براین اساس به اصلاح امور زندگی و بهبود معیشت آنان نیز توجه نمود و خداوند نیز در این راستا از وی پشتیبانی کرد. لذا علاوه بر سیره پسندیده، در امور زندگی خصوصاً بهداشت دستورات بهداشتی نیز از آن حضرت خطاب به امتش رسیده که هر زمان به آنها نیازمند هستند. به برخی از این توصیه ها اشاره می شود: (پرتو اسلام، احمد امین، 1337، ص42).

1. شستن لباس: در میان عرب و محیط عربستان توجه به بهداشت و پاکیزگی کمتر بود، به ویژه اینکه بعضی با لباس های کثیف در انظار حاضر می شدند. پیامبر(ص) رحمت با تلاش فروان و با بیان احکام و نصایح ویژه و با لطافت و نرمش خاص که مورد ستایش قرآن است. تمام رفتارهای ناپسند را از زندگی عرب محو کرد یا با نوعی کنش ناپسندی آنها را برای آنان بیان کرد؛ تا به تدریج به سوی زندگی پاکیزه رغبت داشته باشند. درباره رعایت پاکیزگی سعی کرد بدون تنش، عیوب آنها را یاد آوری و نظافت را به عنوان عبادت و همراه پاداش اخروی و آسایش زندگی مطرح کرد و در غالب احکام دینی به آن ها تبیین کرد و آنان را به شستشو و بهداشت ترغیب نمود و بارها فرمود: لباس‌های خود را بشویید و از ژولیدگی و کثافات دوری کنید. (همان، ص41)

2. پرهیز ازآلودگی و ژولیدگی: خداوند چروک و ناپاک بودن لباس و ژولیدگی را دشمن می‌دارد. در سایه این رهنمودهای بهداشتی و فرهنگی که پیامبر(ص) برای مردم و تازه مسلمانان می فرمود، به تدریج سبک زندگی آنان را به سوی تعالی تغییر داد. (همان، ص43).

 3. سفارش به نزدیکان: اصلاح هر فرهنگ و بنای روش نو، نیازمند بستر مناسب برای تجربه نمودن است. پیرامون نزدیک؛ در امر فرهنگ سازی می تواند در صورت موفقیت، برای دیگران الگو و سرمشق باشد؛ از این روی پیامبر هر دستوری را از خویشان و نزدیکان شروع می کرد از دعوت (شعراء، 214) تا اعلام حجاب (احزاب، 59) و نماز (طه، 132) و… همه از خویشان و نزدیکان آغاز شده است. درامر بهداشت اجتماعی و فرهنگ سازی بهداشتی، علاوه بر اینکه خود پایبندی استوار داشت، به أنس، خادم خود، توصیه می‌کند: «به پاکیزگی لباس و نظافت شخصی زیاد اهمیت بده و به بهداشت خود مراقب باش تا خداوند عمرت را زیاد کند…». (الامالی، شیخ مفید، 1413،ص 60) پیامبر اکرم با این نگرش و روش، اسلام را به مسلمانان معرفی و بنای اسلام را با بهداشت و پاکیزگی آغاز کرد و ریشه ژولیدگی و خمودی را از دین اسلام می‌زداید و هیچ جایگاهی به این گونه رفتارها که ظاهراً در بین برخی از صحابه وجود داشت باقی نمی‌گذارد و آن را با اساس ایمان بیگانه دانسته و پاکی را با ایمان پیوند می‌دهد. (همان، ص44).

4. پاکیزگی نماد مسلمانی: مردم یثرب به خاطر نداشتن فرهنگ مستقل، مجاورت و داشتن زندگی مشترک با یهود در برخی از مظاهر فرهنگی از سبک زندگی یهود پیروی و تاثیر پذیر بودند؛ از این روی آن حضرت رفتار قوم یهود را که با هیئت و لباس مندرس و کریه در جامعه حاضر شده و به نظافت اهمیت نمی‌دادند، نادرست شمرد و مسلمانان را به رعایت دستورات شرع مقدس و متمایز شدن با یهود دستور داده و فرهنگ اسلام را فرهنگی اصیل و برگرفته از توحید نشان می‌دهد. (پیشین، ابن عساکر، ج36، ص 124) و هنجارهای غیر بهداشتی که یهود گرفتار آن شده بودند را از علل و اسباب، مفاسد و پیامدهای اخلاقی و اجتماعی آن می داند و به مسلمانان در این باره هشدار می‌دهد. (همان)

5. اهتمام به آرایش مو و لباس: وقتی پیامبر اکرم(ص) خودش را پیرایش می‌کرد و آینه نداشت، به ظرف آب زلال می‌نگریست. روزی، به این سبک و با نگاه بر کاسه آب خود را می آراست و موهای خود را تمیز کرده و شانه می زد. وقتی مؤمن دوست خود و برادر دینی را با لباس ژولیده و مندرس و غیر نظیف ببیند، افسرده و دلگیر و نگران می‌شود. پیامبر اکرم(ص) این قدر به مؤمنین و خوشحالی و نشاط آنها اهمیت می‌دهد که دوست نداشت آن ها با دیدن ظاهری غیر آراسته از دوستان رنجیده خاطرشوند. نشاط جامعه اسلامی برای پیامبر مهربان اسلام، اینگونه دارای اهمیت و جایگاه است که حاضر نیست به خاطر ژولیدگی ظاهری همدیگر، دلگیر شوند. این فرهنگ اسلام است که دارای چنین پیشوایی است. اما معاندان اسلام از این پیامبر چهره ای دگرگونه و خشن به جهان معرفی می کنند که از کم کاری دانشمندان اسلامی است که کتابهای سیره خود را اختصاص به امور نظامی و دفاعی پیامبر دادند و این زیبایی ها را برجسته و آن گونه که شایسته است، مطرح نکردند. شاید مهمترین چیزی که پیامبر درباره‌ لباس و پوشش به آن توجه داشته، بهداشت لباس بوده که گمان می‌رود بدان جهت باشد که خداوند در اولین فرامین آسمانیش این مساله را آغازین راه دیانت اسلام قرار داد. (مدثر، 4) پاکیزگی لباس و ظاهر و اینکه بهداشت و طهارت در اسلام قبل از همه فرائض، فرض شده و در کتب فقهی سرآمد مباحث است، این رویکردها و رویکردهای خاص دیگر که در رهنمودهای نبوی وجود دارد، بیانگر نکات زیبا در توجه پیامبر (ص) به بهداشت و نظافت پوشش می‌باشد. (ابن عساکر،پیشین، ج36، ص143)

6. پوشیدن لباس پاکیزه و تمیز: لباس تمیز و نو را عامل سلامتی و عمر طولانی معرفی کرد و فرمود: لباس پاکیزه و نو بپوشید تا زندگی خوب و عمر طولانی داشته باشی (انساب الاشراف بلاذری، ج10، ص344 ). از آن رو که انتخاب رنگ مناسب برای لباس در سلامتی روحی و جسمی تأثیر دارد و این تأثیر از نظر علمی نیز ثابت شده است. تأثیر لباس تمیز در سلامتی پوست و شادابی روح، عاملی است که سلامتی و حیات سلول‌ها را بالا می‌برد. (سنن ابی داود، ج2، ص267). نتیجه‌ ی این فرایند استمرار حیات تمام اعضای بدن که به عبارت دیگر عمر طولانی است. حکمت کلام نورانی پیامبر(ص) را می‌توان چنین دریافت که پوشش نو و پاکیزه تأثیر مستقیم در استمرار حیات انسان دارد.

7. زیبایی لباس با رعایت بهداشت: زیبایی لباس تنها به تازه بودن آن نیست بلکه لباس پاکیزه و نظیف زیباتر از لباس نو دیده می شود. پیامبر(ص) اکرم به بهداشت لباس و دوری از پوشیدن لباس های چرکین تاکید داشت و هرگاه فردی ازیاران خود را دراین هیئت می دید، به سختی او را از این پوشش نهی و او را با مهربانی به پوشیدن لباس های پاکیزه ترغیب می کرد و بارها در جمع اصحاب خود می فرمود: « لباس‌های زیبا و پاکیزه بپوشید و اسباب زندگی پاکیزه داشته باشید؛ به شکلی که در بین مردم مانند خال نمایان باشید.» یعنی زیبا و خوش پوش در جمع مؤمنین حاضر شوید؛ زیبایی نماد است که پیامبر آراستگی ظاهری را به زیبایی خال تشبیه می‌کند. (الاصابه فی معرفه الصحابه، ج7، ص15)

8. نمایش غنا و بی‌نیازی با لباس پاکیزه: چون لباس یکی از نمادهای فرهنگی است، بدین جهت پیامبر اکرم (ص) به مسلمانان توصیه می‌کند ظاهر خود را آراسته و پاکیزه نگهدارید تا فرهنگ اسلامی را آن گونه که هست (به پاکیزگی و طهارت اهمیت می‌دهد) نشان دهید. پیامبر اکرم معتقد است که لباس مظهر غنی و بی‌نیازی است. (اسدالغابه ، ج5، ص14). لباس نو و پاکیزه نشانه‌ بی‌نیازی است از این روی مؤمن باید برخوردار از این ویژگی‌ها باشد و به هیئتی در جامعه ظاهر شود که ظاهرش نمایشگر فقر و تنگدستی و تحقیر او نباشد. پیامبر اکرم برای حفظ کرامت انسان فرموده؛ اظهار غنی و بی‌نیازی کنید و پاکیزه و جذاب نمایان شوید تا ماهیت اسلام که دینی پاکیزه است نشان داده شود؛ از این رو به مسلمانان دستور می‌داد هنگام حضور و آمدن سفیران و نمایندگان قبایل بهترین وپاکیزه ترین لباس‌ها را بپوشند و خود آن حضرت نیز بهترین و پاکیزه ترین جامه‌های خود را می‌پوشید و در جمع سفیران و مهمانان خارجی حاضر می‌شد. (بحارالانوار، ج21، ص372) . هنگامی که هیئت های قبایل اطراف و شهرهای مختلف پس از فتح مکه جهت پذیرش و تحقیق درباره اسلام به مدینه و حضور پیامبر(ص) می آمدند، حضرت برای نشان دادن نمادی از دین خود در برابر آنان به این مسئله با تاکید و اهمیت خاص توجه داشت؛ تا آنان بیشتر به جنبه های بهداشتی دین اسلام توجه داشته باشند و از ابتدا به پاکیزگی و زیبا دوستی، دین اسلام را با جایگاهی والا نشان بدهد و از ژولیدگی و پژمردگی ظاهر اظهار نفرت نموده باشد و نشان دهد که وضع اعراب مسلمان پس از اسلام تغییر و تحول یافته و به پاکیزگی گراییده است. لذا به یاران و صحابه توصیه می کرد، پاکیزه نمایان شوند و به نظافت اهمیت دهند. پیامبر گاهی دستوراتی اجتماعی به امتش می فرمود؛ و فرا خوان عمومی برای رعایت بهداشت اعلان می کرد؛ این دعوت عمومی پیام های فراوانی برای جوامع اسلامی دارد؛ بنابراین بهداشت عمومی از دیدگاه آن حضرت مغفول نبود. (مستدرک الوسایل، محدث نوری، ج3، ص236)

9. شانه کردن و شستن سربا سدر : در نظافت بدن و زودودن عرق و مراقبت از موی سر نمونه بود. موی سرش را بارها شانه می زد و دوستان خود را در مراغبت از موی سر سفارش می کرد و موى سر و محاسن خود را با سدر مى‏شست. (مکارم الاخلاق، طبرسی، ص 32)

10. پوشیدن جامه سفید : پیامبر لباس های سفید می پوشید و از پوشیدن لباس های سیاه به جز مواردی خود داری می کرد. سفیدی لباس سبب می شود که چرک و عرق و … زود نمایان شده و به شستشوی سریع نیازمند باشد؛ از این روی حضرت علاوه بر استفاده از پوشش سفید، به امتش نیز توصیه می کرد که مراقبت دائمی از بهداشت اجتماعی نمایند و بیشتر لباس سفید بپوشند. (سنن النبی، علامه طباطبائی، ص131).

11. کوتاه کردن ناخن و مو : گرفتن ناخن و کوتاه کردن مو وپاکیزه داشتن آنها در سلامتی انسان و مراقبت از آنها موثر است؛ اختصاص روزهای ویژه در هفته به بهداشت ناخن ومو درسیره نبوی گویای اهتمام حضرت به این پاکیزگی است. امام صادق فرمود: یکى از سنت‏های پیامبراکرم گرفتن ناخن ها است. (اصول کافی، ج 3، ص 23)

12.خضاب کردن: موی سر و صورت گاهی مبتلاً به بیماری هایی می شود که ریشه هایش درمعرض خراب شدن قرار می گیرد؛ از این روی، علاوه بر شستشو به مراقبت های بهداشتی دیگری نیز نیازمند است، لذا در سیره پیامبر رعایت این نکات بهداشتی نیز دیده می شود. امام باقر(ع) فرمود: رسول خدا(ص) همواره خضاب می کرد. اگرچه امروزه اغلب تصور می شود که خضاب برای زینت وآرایش و سیاه نمودن موها صورت می گرفته، اما خضاب در گذشته با رنگ های مختلف طبیعی مثل حنا و… به منظور استحکام ریشه مو و محو آفت های مو سر و صورت و نگهداری بهتر موها انجام می گرفت؛ درسیره پیامبر و دیگر معصومان نیز این مسئله وجود داشته و در بهداشت موها کاملاً موثر است. (همان).

13. روغن مالی: درآب و هوای گرم پوست بدن به خاطر تعریق و کمی رطوبت هوا، خشک شده و ترک بر داشته و خون ریزی می کند. از این روی مناسب است برای حفظ بهداشت و نرمی پوست، روغن مالی شود؛ چون ترک ها باعث خونریزی و خونریزی پوست، سبب نجس شدن بدن می شود و از طرفی برای سلامتی مضر ا ست؛ از این روی پیامبر گرامی (ص) جهت سلامتی و بهداشت پوست بدن، همواره از روغن زیتون به عنوان پماد، جهت حفظ نرمی پوست استفاده می کرد و به بدن خود مى‏مالید و به دیگران نیز توصیه می کرد. (مکارم الاخلاق، ص 35)

14. مسواک زدن : به این جهت که دهان معبر ورودی بدن است و تمام آلودگی ها از این راه وارد بدن انسان شده و سلامتی آنرا به مخاطره می اندازد و تمام یا بیشتر بیماری ها از این راه به انسان سرایت می کند. تاکید پیامبر(ص) به بهداشت دهان و دندان بسیار زیاد است. کلینی، به سند خود از ابى اسامه از ابى عبدالله (ع) نقل کرده که فرمود: از روش پیامبر مسواک کردن دندانها است. (وسائل الشیعه، ج 1، ص 351). امام صادق از امیرمومنان نقل می کند که پیامبر(ص) شب پس از نماز عشاء آب می خواست، وضوء می گرفت و مسواک می کرد و اگر آب در ظرف باقی می ماند؛ روی آنرا با دستمال یا چیز تمیزی می پوشاند و هنگامی که برای نماز برمی خواست دوباره مسواک می نمود، و وضو می گرفت؛ و قبل از اینکه از منزل خارج شده و به کارهای روزمره رسیدگی کند باز مسواک می کرد و با وضوء خارج می شد. (بحارالانوار، ج16، ص254). در سحرها نیز که برای نماز شب بیدار می شد، مسواک می کرد. (سنن النبی، علامه طباطبائی، ، ص223) .

15. عطر زدن : به خوشبویی بدن اهمیت و تاکید فراوان داشت و به وسیله بوی عطرش شناخته می شد. (شیخ حرعاملی، پیشین، ج3، ص500) استفاده از عطر و بوی خوش را در حد فراوان و خرج کردن به منظور خوشبویی را اسراف نمی پنداشت؛ و این گونه به پیروان خود پاکیزگی و نظافت و دوری از خمودگی و ژولیدگی را تعلیم می داد. از این روی امام صادق فرمود: پیامبر (ص) بیشتر از طعام به عطر و بوی خوش اهمیت می داد و پول خرج می کرد. (طبرسی، همان، ص97) امام صادق (ع) فرمود: براى رسول خدا (ص) مُشک دانى بود که بعد از هر وضویى آن را با دست تر مى‏گرفت و در نتیجه هر وقت که از خانه به بیرون تشریف مى‏آورد، از بوى خوشش شناخته مى‏شد؛ که رسول الله (ص) است. مشک را بهترین و محبوب ترین عطرها مى‏دانست. (اصول کافی، ج 6، ص 515). در کتاب مکارم آمده: هیچ عطرى عرضه به آن جناب نمى‏شد، مگر آن که خود را با آن خوشبو میکرد و می ‏فرمود: بوى خوشى دارد و حملش آسان است، و اگر هم خود را با آن خوشبو نمى‏کرد؛ سر انگشت خود را به آن گذاشته و آنرا استشمام می کرد. امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) بیش از آن مقدارى که براى خوراک خرج مى‏کرد، براى عطر پول مى‏داد. (اصول کافی، ج 6، ص 512).
لذا اهتمام به بهداشت، نظم فردی و اجتماعی و داشتن برنامه برای زندگی روزانه و ماهانه و سالانه؛ بلکه برای تمام عمر از شاخصه های مکتب اسلام و سیره پیامبر اسلام است؛ ظرفیت هایی که در این راستا وجود دارد پایان ناپذیر است؛ زیبایی هایی که در سیره آن حضرت است، فراتر از تصورات ماست که یک صدم از آنها تبیین نشده است.

 

نتیجه گیری و جمع بندی

در پایان می توان به اصول روشن و مهمی از سیره آفتاب گون پیامبر (ص) رحمت دست یافت. پیامبر اکرم (ص) و آئین الهی او از حیث هدایت به تمام جنبه ها و نیازها ی ضروری انسان توجه خاص داشت و این اهتمام تامین کننده سعادت انسان در تمام زمینه های زندگی است.
رعایت و توجه به بهداشت از مهمترین موضوعات فرهنگی است؛ که پیوسته پیامبر(ص) همراه با ابلاغ دین خود به آن توجه داشته و از اهداف مهم و اولیه اش فراهم کردن زمینه سلامتی برای مسلمانان و شکل دادن جامعه سالم و پر نشاط جهت تبلیغ بهتر دینش در این جامعه بود. آن حضرت در پی این حقیقت بود که دین خود را همانگونه که بهداشت و سلامتی در آن به عنوان تکلیف و بنیان عبادات است، مطرح کرده و معرفی کند. و دینش آن¬گونه که فطرت انسان به سوی آن گرایش دارد و از پاکیزگی استقبال و با آن مانوس است شناخته شود.

پیامبر(ص) با این سیره و تبیین عملی زیبا می خواست، پیرایه هایی را که احتمال داشت بعد از خود دینش را به تحریف و خرافه بکشد بزداید. براین اساس آن چه پس از پیامبر(ص) در برخی از فرق اسلامی دیده می شود که به پاکیزگی اهمیت نمی دهند، بیگانه از تعالیم و فرهنگ اسلام اصیل هستند. لذا اگر سیره پیامبر(ص) به درستی تبیین شود، فرهنگِ استواری جهت اصلاح سبک زندگی مسلمانان خواهد بود. از آن سو فرهنگ های التقاطی که به نام مکتب اسلام دیده می شود، باطل خواهند شد.

پیامبر رحمت، دین را به همان شکل که زیبا و سرشار از زیبایی های خیره کننده است، در جامعه آن روز متبلور ساخت؛ به نحوی که از آن قوم فاقد بهداشت و زندگیِ قابل توجه، انسان هایی ساخت که هر یک با عمل و کردار خود آینه تمام نمای دین شوند و دیگران را به راهی استوار رهنمون شوند، که حیات معقول و تربیت عقلانی در سایه آن میسر و فراهم باشد.

ویزیت رایگان
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.