حدیث 27: پاداش بیماری‏ در دنیا و آخرت

رسول اللّه صلى الله عليه و آله: عَجِبتُ مِنَ المُؤمِنِ و جَزَعِهِ مِنَ السُّقمِ، و لَو يَعلَمُ ما لَهُ فِي السُّقمِ مِنَ الثَّوابِ؛ لَأَحَبَّ ألّا يَزالَ سَقيماً حَتّى يَلقى رَبَّهُ عز و جل. 
 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از مؤمن و اين كه از بيمارى بى‏تابى كند، در شگفتم. اگر او مى‏ دانست كه در بيمارى چه پاداشى دارد، دوست داشت پيوسته بيمار باشد تا آن هنگام كه به لقاى پروردگار خويش پيوندد.

منبع : ( التوحيد، ص 401، ح 3، الأمالي للصدوق، ص 590، ح 817، ، الدعوات، ص 166،) در ادامه قصد داریم درباره پاداش بیماری در دنیا و آخرت از منظر احادیث اسلامی صحبت کنیم. ما را دنبال کنید … .

امام علی علیه السلام به یکى از یارانش که بیمار بود فرمود: خدا آنچه را که از آن شکایت دارى (بیمارى) موجب کاستن گناهانت قرار داد، در بیمارى پاداشى نیست امّا گناهان را از بین مى ‏برد، و آنها را چونان برگ پاییزى مى‏ ریزد، و همانا پاداش در گفتار به زبان، و کردار با دست‏ها و قدم‏هاست و خداى سبحان به خاطر نیّت راست، و درون پاک، هر کس از بندگانش را که بخواهد وارد بهشت خواهد کرد. (نهج البلاغة ، حکمت 42).

امام باقر علیه السّلام فرمود: هر گاه بدن بیمار نشود شرارتش بیشتر است، و بدنى که شرارت برساند خیر ندارد و امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نقل کند که فرمود: حکایت مومن حکایت ساقه گیاهى است که بادها او را به این سو و آن سو حرکت مى‏دهند، مومن را هم دردها و بیماریها خم و راست مى‏کنند، و حکایت منافق حکایت عصاى آهنین راستى است که آسیبى به آن نرسد، تا مرگش فرا رسد و او را در هم شکند. (مشکاة الأنوار، ترجمه هوشمند و محمدى، متن 595).

روزى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به اصحاب فرمود: کدامیک از شما دوست دارد، سالم بماند و بیمار نشود؟ عرض کردند: همه ما اى پیامبر خدا(ص). فرمود: سوگند به کسى که جانم در دست اوست، انسان در بهشت مقامى دارد که با عمل به آن نمى‏رسد، اما به صبر بر بلا به آن مى‏رسد و بزرگى پاداش، در مقابل بلاى بزرگ است و خداوند هر گاه بنده‏اى را دوست بدارد، او را به بلاى بزرگ مبتلا مى‏سازد که اگر صابر بود، رضا و خشنودى خدا را به دست مى ‏آورد، و اگر صبر نکرد مورد خشم و غضب او قرار خواهد گرفت. و فرمود: اگر مومن در بیمارى نیکویى حال خود را بداند، دوست نمى‏دارد، از آن خارج گردد. و فرمود: اهل عافیت در قیامت دوست مى‏دارند، که بدن‏شان را در دنیا با مقراضى مى ‏بریدند، چون پاداش بزرگ اهل بلا را مى ‏بینند. حضرت موسى عرض کرد: خدایا دوست ندارم که بیمار و ضعیف گردم و در عبادت من سستى پیدا گردد و هم دوست ندارم همیشه سالم باشم که تو را فراموش کنم، بلکه دوست دارم گاهى بیمار شوم که تو را یاد کنم و گاهى سالم شوم، و تو را شکرگذارم. (إرشاد القلوب، ج‏1،ص112 ).

4 ویژگی بیمار مومن از زبان نبی اکرم (ص):

1- قلم از او برداشته مى‏شود (گناهى بر او نوشته نمى‏شود).
2- خداوند به فرشتگان مراقب او فرمان مى‏دهد تا (ثواب) تمام کارهاى خوبى را که در زمان سلامتى، توفیق انجام آن را داشته است، در نامه اعمال او ثبت کنند.
3- (اثر) آن بیمارى به هر عضوى از اعضاى بدن او رسیده، گناهانى را که توسّط آن عضو انجام گرفته است از بین مى‏برد.
4- اگر در این حالت بمیرد، آمرزیده از دنیا رفته است و اگر زنده بماند (و از این بیمارى جان سالم به در برد) باز هم مورد آمرزش قرار خواهد گرفت. (سایت تبیان)

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: اگر مسلمانى بیمار شود، خداوند (ثواب) بهترین اعمالى را که در زمان سلامتى انجام داده است در نامه اعمال او ثبت مى‏کند، و همان گونه که برگ از درخت فرو مى‏ریزد گناهان او نیز فرو مى‏ریزد. (پاداش نیکیها و کیفر گناهان، ترجمه ثواب الأعمال، ص488) .

امیر المومنین (علیه السلام ) از پیامبر خدا (صلی الله علیه ) نقل مى‏ کند که به سلمان فارسى فرمود: اى سلمان! براى تو در بیماریت سه خصلت است: تو در یاد خدا هستى و دعاى تو در آن حالت مستجاب است و بیمارى براى تو گناهى را باقى نمى‏ گذارد مگر اینکه آن را از بین مى ‏برد، خداوند تو را تا آخر عمرت از سلامتى برخوردار سازد. (الخصال، ج‏1 ، ص251).

امام باقر علیه السّلام فرمود: به عیادت بیمارانتان بروید و از آنان بخواهید تا برایتان دعا کنند، زیرا دعاى آنان با دعاى فرشتگان برابر است، هر کس شبى مریض شود و آن را به خشنودى بپذیرد و شکرش را به‌جا آورد، این شکر معادل با شصت سال عبادت است. راوى گوید: از امام پرسیدم: معناى قبولش چیست؟ فرمود: بر آن صبر کند، و کسى را به گرفتاریش خبر ندهد، و هر گاه شبش را به صبح رساند خدا را بر آنچه مبتلایش بوده سپاس گوید. (مشکاة الأنوار، ترجمه هوشمند و محمدى، متن 59).

روایت است که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: جبرئیل به من دارویى آموخت که با داشتن آن به دارویى دیگر نیاز ندارم، پرسیدند یا رسول الله آن دوا چیست؟ فرمود: آب باران را پیش از آنکه به زمین بریزد بگیر و در ظرفى تمیز بریز و بر آن (حمد) و (توحید) و (معوّذتین) را 70 بار بخوان و لیوانى صبح و لیوانى شب از آن بیاشام و فرمود: سیاه دانه شفای هر بیمارى است مگر مرض موت. (مکارم الأخلاق ، ج‏2 ، ص263 ).

با این اوصاف دیگر بیماری را نمی‌توان مطلقاً در زمره نقمات خداوندی به حساب آورد. (سایت پرسمان، پاداش صبر بر بیماری،تاریخ نشر: ۱۵, بهمن,۱۳۹۶)

امام حسين عليه السلام: امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام، سلمان فارسى را عيادت كرد و فرمود: «اى ابو عبد اللّه! از بيمارى خويش، در چه حالى؟». گفت: اى امير مؤمنان! فراوان، خدا را سپاس مى ‏گويم و از دلْ‏ آزردگى بسيار به تو شكايت مى ‏آورم. فرمود: «اى ابو عبد اللّه! دل ‏آزرده مباش؛ چه، هيچ كس از شيعيان ما نيست كه به او دردى رسد، مگر به واسطه گناهى كه پيش‏تر از او سر زده و آن بيمارى، مايه پاك شدن اوست». پس سلمان گفت: اگر چنان باشد كه تو مى ‏گويى كه چنان نيز هست، پس در اين كار براى ما پاداشى جز پاك شدن از گناهان نيست.
على عليه السلام فرمود: «اى سلمان! به واسطه شكيبايى بر بيمارى، ناليدن به درگاه خداوند عزّ اسمه و دعا كردن در پيشگاه او، برايتان پاداش نيز هست و به همين كارهاست كه براى شما حسنه نوشته مى‏ شود و مرتبت‏ه هايتان فراتر برده مى‏ شود؛ امّا درد، فقط موجب پاك شدن گناه، و يك كفّاره است». سلمان پس از شنيدن اين سخن، پيشانى على عليه السلام را بوسيد و گريست و گفت: اى امير مؤمنان! اگر تو نبودى، چه كسى براى ما اين چيزها را از هم باز مى‏ شناسانْد؟! (طبّ الأئمّة لابني بسطام، ص 15 ، بحارالأنوار، ج 81، ص 185، ح 39.)
الكافى‏ به نقل از ابو حمزه: امام باقر عليه السلام فرمود: «يك شبْ تب‏دارى، با عبادت يك سال، برابر است، دو شب تب‏دارى، با عبادت دو سال برابرى مى‏ كند و سه شب تب‏دارى، با عبادت هفتاد سال، برابرى مى‏ كند». پرسيدم: اگر شخصى به هفتاد سالگى نرسد، [چه طور]؟فرمود: «براى پدر و مادرش خواهد بود». پرسيدم: اگر آنها نيز به هفتاد سال نرسيده باشند؟ فرمود: «براى خويشاوندانش خواهد بود».

پرسيدم: اگر خويشاوندان او نيز نرسند؟ فرمود: «براى همسايگانش». (الكافي، ج 3، ص 114، ح 9، مكارم الأخلاق، ج 2، ص 171، ح 2424، بحارالأنوار، ج 81، ص 200، ح 57.)امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام: بيدارى يك شب به علّت بيمارى يا درد، برتر و پُرپاداش‏تر از عبادت يك سال است. ( الكافي، ج 3، ص 114، ح 6، مكارم الأخلاق، ج 2، ص 171، ح 2423، )

الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام: روايت شده كه چون قيامت شود، گرفتار شدگان به بلا و بيماران، به جهت پاداش فراوانى كه براى بيمار مى‏بينند، آرزو مى‏كنند كه كاش در دنيا گوشتشان با قيچى، پاره پاره شده بود. (الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام، ص 341: كنز العمّال، ج 3، ص 303، ح 6660.)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هيچ كسى از مسلمانان نيست كه به بلايى در جسم خويش گرفتار شود، مگر آن كه خداوند به فرشتگان پاسبانى كه او را حفظ مى‏كنند، مى‏فرمايد: «براى بنده‏ام، تا زمانى كه در بند من (بيمارى) گرفتار باشد، در هر روز همانند آن كارهاى نيكى را [برايش‏] بنويسيد كه پيش‏تر انجام مى‏داده است». (سنن الدارمي، ج 2، ص 772، ح 2668، المستدرك على الصحيحين، ج 1، ص 499، ح 1287، مسند ابن حنبل، ج 2، ص 551، ح 6492، كنز العمّال، ج 3، ص 315، ح 6724،)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس بيمار شود يا به سفر برود، [اعمالى كه در اثر سفر يا بيمارى ترك مى‏شود]، پاداشى همانند آن خواهد داشت كه در دوران تندرستى و زمان اقامت در وطن، انجام داده است. (المعجم الأوسط، ج 1، ص 82، ح 236، حلية الأولياء، ج 10، ص 24، تاريخ دمشق، ج 5، ص 234، ح 1265.)

پيامبر خدا صلى الله  عليه و آله: هيچ مسلمانى نيست كه به گرفتارى‏اى جسمى مبتلا شود، مگر آن كه خداوند عز و جل، به فرشتگان خويش مى‏فرمايد: «براى او پاداش بهترين كارهايى را كه در دوران تندرستى انجام مى‏ داده است، بنويسيد». (الأمالي للطوسي، ص 384، ح 832 ، بحارالأنوار، ج 81، ص 183، ح 33؛ كنز العمّال، ج 3، ص 340،)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اگر خداوند، بنده مسلمان را به بلايى در جسمش گرفتار سازد، [به فرشته‏] مى‏ فرمايد: «براى او عمل صالحى را كه پيش‏تر انجام مى ‏داده است، بنويس». پس خداوند، اگر او را شفا دهد، او را مى‏ شويد و تطهير مى‏ كند و اگر جانش بستاند، وى را مى‏ آمرزد و رحمت مى‏ كند. (مسند ابن حنبل، ج 4، ص 297، ح 12505، مسند أبي يعلى، ج 4، ص 196، ح 4218، كنز العمّال، ج 3، ص 309، ح 6695؛ عوالي اللآلي، ج 1، ص 100، ح 19.)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: براى بيمار، چهار ويژگى است: قلمِ تكليف از او برداشته مى ‏شود؛ خداوند به فرشته فرمان مى‏دهد همه پاداش آنچه را در دوران تندرستى خويش انجام مى‏داده است، بنويسيد؛ بيمارى وى بر همه اندام‏هايش گذر مى‏كند و گناهانش را از آن بيرون مى ‏برد. پس اگر بميرد، آمرزيده‏شده مى‏ميرد و اگر زنده بماند، آمرزيده‏شده زندگى مى‏كند. ( ثواب الأعمال، ص 230، ح 1 ، مكارم الأخلاق، ج 2، ص 172، ح 2427 ، عدّة الداعي، ص 115، بحارالأنوار، ج 81، ص 184، ح 35.)

امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا، سرِ خود را به سوى آسمان بلند كرد و لبخند زد. پرسيدند: اى پيامبر خدا! ديديم سرِ خويش را به سوى آسمان بلند كردى و لبخند زدى.

فرمود: «آرى! از دو فرشته در شگفت شدم كه از آسمان به زمين آمدند و بنده مؤمن درستكارى را در جاى نماز خويش كه همواره در آن نماز مى‏گزارد، جستند تا براى وى، عمل آن شب و روزش را بنويسند؛ امّا وى را در مصلّاى خويش نيافتند. پس به آسمان بازگشتند و گفتند: پروردگارا! فلان بنده مؤمنت را در مكان نمازش جستيم تا براى وى عملش را در آن روز و شب بنويسيم، ولى آنجا به او دست نيافتيم و او را در بندِ [بيمارى‏] تو ديديم. پس خداوند عز و جل [به آنان‏] فرمود:” تا زمانى كه بنده‏ام در بندِ من است، براى او در هر شب و روز، همانند آنچه در دوران تندرستى‏اش انجام مى‏داده است، بنويسيد؛ چه، بر من است هنگامى كه او را از آنچه در دوران تندرستى انجام مى ‏داده، باز داشته‏ام، براى وى پاداش همان را بنويسم”». (الكافي، ج 3، ص 113، ح 1 ، بحارالأنوار، ج 22، ص 83، ح 32؛ كنز العمّال، ج 3، ص 303، ح 6665.)

امام صادق عليه السلام: چون در هر شامگاه، دو فرشته بنده بيمار به آسمان مى‏روند، پروردگار تبارك و تعالى مى‏پرسد: «براى بنده‏ام در بيمارى‏اش چه نوشته‏ايد؟».مى‏ گويند: ناليدن. پس خداوند مى‏ فرمايد: «با بنده خويش، انصاف روا نداشته‏ام اگر او را در بازداشتى از بازداشت‏هاى خود بدارم و آن‏گاه، مانع ناليدن او شوم».

پس [به فرشتگان‏] مى‏فرمايد: «براى بنده‏ام، همانند آن كارهاى نيكى را كه در دوران تندرستى‏اش مى‏نوشتيد، بنويسيد و هيچ گناهى را بر او ننويسيد تا هنگامى كه وى را از بازداشتِ خويش، آزاد كنم؛ چرا كه او اكنون، در زندانى از زندان‏هاى من است». (الكافي، ج 3، ص 114، ح 5 عن عبد الحميد، بحارالأنوار، ج 59، ص 187، ح 34.) .

امام كاظم عليه السلام: چون مؤمن بيمار شود، خداوند عز و جل به آن [فرشته‏] كه عهده‏دار جانب چپ است، وحى مى‏فرستد: «بر بنده‏ام، تا زمانى كه در بازداشت و در بند من است، چيزى منويس»؛ نيز به آن كه عهده‏دار جانبِ راست است، وحى مى‏فرستد كه: «براى بنده‏ام، آن حسناتى را كه در دوران تندرستى وى مى‏نوشتى، بنويس». (الكافي، ج 3، ص 114، ح 7 ، مكارم الأخلاق، ج 2، ص 172، ح 2430، طبّ الأئمّة لابني بسطام، ص 16 ، بحارالأنوار، ج 81، ص 185، ح 36.)

تحليلى درباره احاديث پاداش بيمارى ‏ها:

سيّد رضى رضوان اللّه تعالى عليه در ذيل حكمت چهل و دوم نهج البلاغة، يعنى اين سخن امير مؤمنان كه فرمود: «خداوند، آن درد و رنجى را كه داشته‏اى، مايه ريختن گناهانت قرار دهد؛ چرا كه در بيمارى، پاداشى نيست»، چنين مى‏گويد: امام عليه السلام راست فرموده كه در بيمارى، اجرى نيست؛ چرا كه بيمارى، از قبيل آن چيزهايى است كه بنده به موجب آن، مستحقّ عوض مى‏شود؛ زيرا استحقاقِ عوض، در مقابل چيزهايى پيدا مى‏شود كه از قبيل دردها و بيمارى‏ها و آنچه در اين حكم است، فعل خداوند با بنده خويش باشند. امّا استحقاق اجر و ثواب در مقابل فعل بنده تحقّق مى‏يابد. بنا بر اين، ميان اين دو تفاوتى وجود دارد كه آن حضرت، چنان كه دانش ژرف‏كاو و رأى درست وى اقتضا مى‏كرده، بيان فرموده است.

بايد گفت: مؤلّف گران‏قدر نهج البلاغة، در تبيين كلام امام عليه السلام، ميان «عوض» و «اجر»، در معنا تفاوت قائل شده است.

از اين رو، بيمار را مستحقّ «عوض» دانسته، نه «اجر»؛ چون بيمارى، فعل‏خداوند متعال است، ليكن تأمّل در احاديث رسيده در مورد پاداش بيمارى‏ها، ما را بدين رهنمون مى‏شود كه اين احاديث، در چند دسته جاى مى‏گيرند:

1. برخى احاديث بر اين تصريح كرده‏اند كه در بيمارى، هيچ پاداشى وجود ندارد؛ امّا بيمارى، مايه طهارت شخص از گناهان است.
2. برخى احاديث بيان مى‏كنند كه بيمارى، گناهان انسان را مى ‏ريزد، با اين تفاوت كه اين دسته احاديث، نسبت به مسئله اجر و پاداش، سكوت كرده‏اند. (دانشنامه احاديث پزشكى، ج‏1، ص: 162)
3. برخى احاديث  بيان مى‏كنند كه بيمارى، مرتبه انسان را بالا مى‏برد.
4. برخى احاديث به وجود پاداش بزرگى براى بيمارى تصريح مى‏كند و برخى از اين خبر مى‏دهند كه پاداش سه شب تب‏دار بودن، با عبادتِ هفتاد سال، برابر است.
5 . در برخى احاديث، پاداش بیماری، پاداشى معادل انجام دادن اعمالى كه به سبب بيمارى توفيق انجام دادن آنها را نيافته، نوشته مى‏شود.
6. در حقيقت، درحدیثی که در آن، امير مؤمنان علی علیه السلام، در پاسخ اين پرسش سلمان كه: «آيا اگر بيمار شديم، بهره‏اى جز پاك شدن از گناهان نيز برايمان هست يا نه؟»، فرمود: «به واسطه شكيبايى بر بيمارى، ناليدن به درگاه خداوند عزّ إسمه و دعا كردن در پيشگاه او، برايتان پاداشى نيز هست و به همين كارهاست كه براى شما حسنه نوشته مى‏ شود و مرتبت‏ه هايتان فراتر برده مى‏ شود. امّا درد، فقط موجب پاك شدن از گناه و يك كفّاره است». (دانشنامه احادیث پزشکی، ج 1، ص 151، ح 188. )

ناگفته پيداست كه بيمارى، يك عمل براى انسان نيست تا براى وى پاداش در بر داشته باشد و از همين رو، از ديدگاه امام عليه السلام، آن‏گاه كه مؤمنى در برابر درد و بيمارى شكيبايى ورزد و در پيشگاه خداوند، دعا و زارى كند، بدان سبب كه اين شكيبايى و دعا، عملى از اعمال انسان است، پاداش خواهد داشت و به واسطه آن به مرتبت وى در پيشگاه خداوند، افزوده مى‏شود و براى او حسنات نوشته خواهد شد.

از همين جاست كه مى‏ بينيم روايت‏هاى اين فصل، به رغم همه اختلافات ظاهرى، هيچ تعارضى با همديگر ندارند؛ چه، روايت‏هايى كه از پاداش نداشتن بيمارى سخن مى‏ گويند، نه به عمل و نيّت بيمار، بلكه به نفْس بيمارى نظر دارند، و روايت‏هايى كه به ثواب بيمار و بالا رفتن مرتبت او تصريح مى‏ كنند، به شكيبايى و مقاومت و نيّت او ناظرند و از اين رو، اگر بيمار در دوران تندرستى، براى مثال، نماز شب مى‏خوانده، براى وى در دوران بيمارى، پاداش آن نيز نوشته مى‏ شود. بيمارى كه علاوه بر اين، صبر هم مى‏كند، افزون بر اين پاداش، پاداش شكيبايى خويش را هم مى ‏گيرد، و بيمارى هم كه علاوه بر آن، دعا و تضرّع مى‏ كند، مرتبت وى نيز نزد خداوند، بالا مى‏رود و از مراتب بالا برخوردار مى‏ شود. (همان)

ویزیت رایگان
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.