حدیث ۱- ارزش طب و درمان بیماریها از زبان معصومین

«هو الطبیب»

مقدمه:

خالق یکتا که آفریننده بشر است در کتاب منزولش قرآن مجید که تجلی کلام وحیانی اوست و ائمه‏ى معصومين عليهم السّلام به عنوان حجت های خداوند بر مخلوقات الهی به همان نسبت كه به روح توجه داشتند به جسم و بدن نيز عنايت نموده‏اند. زيرا جسم و روح همواره، تكامل‏بخش يكديگر و در راستاى همآهنگ كامل يكديگرند. سعادت دنيا و آخرت نيز در پرتو همين همسازى و هم‏آوايى است از این رو ریشه طب را لاجرم باید از دو منبع اصلی ثقلین یعنی کتاب ا… به عنوان کلام خالق که ازلی ترین و ابدی ترین سخن است وکلام عترت که تکامل بخش و تفسیر دهنده کلام خداوند است جستجو کرد.

✔ منبع اول : قرآن کریم

ارزش طب در قرآن

«اگركتابى با اعجاز بيان، كوهها رابه رفتارآرد و زمين را از هم بشكافدومردگان را به گفتار آورد همين قرآن با عظمت است.». (رعد:۱۳)

خداوند متعال، دستگاه شگرف هستى را آفريده و براى چگونگى برخوردارى از آن، دستورالعملى را به وسيله افراد مورد اطمينان خويش براى بندگان فرستاده است، تا با نهايت دقت و امانت به دست آنان برسد. در اين كتاب ارزشمند، چگونگى پيدايش پديده هستى، روند صحيح زندگى و پايان عالم، به شكلى عالى به تصوير كشيده شده است. قرآن كريم كتابى نيست كه نياز به معرفى داشته باشد، بلكه همان گونه كه در جاى‏جاى آن تأكيد شده است، بايد با ديدى ژرف و فكرى عميق، در آيات آن انديشيد و گلهاى معرفت را از گلستان معارف آن چيد. به جرأت مى‏توان ادعا كرد كه از ابتداى آفرينش جهان تا روز قيامت، كتابى بدين جامعى و سودمندى در دسترس بشر قرار نگرفته است.

«و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رحمت و رهنمود و بشارت‏گرى است، بر تو نازل كرديم.». (نحل: ۸۹)

انسان، اين والاترين پديده آفرينش به واسطه تفكر و تعقل، از امتياز ويژه‏اى برخوردار است. خالق يكتا، دلسوزانه و با محبت براى مخلوق خويش كتابى پنددهنده و مشفقانه فرستاده است، تا در بحرانهاى زندگى، راهنماى وى باشد و راه نجات را به او نشان دهد.

«اى مردم، به يقين، براى شما از سوى پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سينه‏هاست، و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است.». (یونس۵۷)

قرآن كتابى است كه فقط مى‏ تواند از سوى يك منشأ و مبدأ غنى از هر نياز به رشته تحرير درآمده باشد و از اين‏ رو از هر خطا و لغزشى مبرّاست. به راستى زمانى كه قرآن كريم را به دست مى‏گيريم و در آياتش غوطه‏ور مى‏شويم، در دنيايى از حيرت فرومى‏رويم و در مقابل عظمت آن، احساس كوچكى مى‏نماييم.  در آيات قرآن مجيد نشانه‏هاى روشنى براى اين معنى ( ارتباط بین روح و جسم ) ديده مى‏شود. از جمله در آيه‏ى ۴۱ سوره‏ى مائده درباره‏ى گروهى از يهود كه مرتكب كارهاى خلافى از قبيل جاسوسى بر ضدّ اسلام و تحريف حقايق كتب آسمانى شده بودند، مى‏فرمايد:«آنها كسانى هستند كه خدا نخواسته است دلهايشان را پاك كند.» و بلافاصله در آيه‏ بعد مى‏فرمايد:« آنها بسيار به اكاذيب گوش فرامى‏دهند تا (سخن حق) را تكذيب كنند و بسيار مال حرام می خورند.». (مائده.۴۱)

اين تعبير نشان مى‏دهد كه آلودگى دل‏هاى آنها بر اثر اعمالى همچون تكذيب آيات الهى، و خوردن مال حرام بطور مداوم بوده است؛ زيرا بسيار از فصاحت و بلاغت دور است كه اوصافى را براى آنها بشمرد كه هيچ ارتباطى با جمله‏ى‏ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ‏ نداشته باشد. (آنسوى آيه ها، نگرشى بر اعجازهاى پزشكى قرآن، ص: ۱۴) و از اينجا روشن مى‏شود كه خوردن مال حرام سبب تيرگى آيينه‏ى دل و نفوذ اخلاق رذيله و فاصله گرفتن با فضايل است.

در آيه‏ى ۹۱ سوره‏ى مائده درباره‏ى شراب و قمار مى‏فرمايد: «شيطان مى‏خواهد در ميان شما به وسيله‏ى شراب و قمار، عداوت ايجاد كند؛». بى‏شك عداوت و بغضاء دو حالت درونى و اخلاقى است كه در آيه‏ى بالا رابطه‏ى ميان آن و نوشيدن شراب ذكر شده، و اين نشان مى‏دهد كه غذا و نوشيدنى حرامى همچون شراب مى‏تواند در شكل‏گيرى رذايل اخلاقى همانند پرخاشگرى و ستيزه‏جويى و عداوت و دشمنى اثر بگذارد.

در آيه‏ى ۵۱ سوره‏ى مؤمنون مى‏خوانيم: «اى پيامبران! از غذاهاى پاكيزه بخوريد و عمل صالح انجام دهيد؛

بعضى از مفسّران معتقدند ذكر اين دو (خوردن غذاهاى پاك و انجام عمل صالح) پشت سر يكديگر دليل بر وجود يك نوع ارتباط بين اين دو است، و اشاره به اين است كه غذاهاى مختلف، آثار اخلاقى متفاوتى دارد، غذاى حلال و پاك، روح را پاك مى‏كند و سرچشمه‏ى عمل صالح مى‏شود، و غذاهاى حرام و ناپاك روح و جان را تيره و سبب اعمال‏ ناصالح مى‏گردد. (تفسير نمونه، جلد ۱۴، ذيل آيه ۵۱ سوره مؤمنون.)

منبع دوم : روایات معصومین (ع)

دامنه‏ى علوم و معارف معصومین (ع)، رازهاى نهان كاينات و تمام مظاهر موجود را در بر مى‏گيرد و از آنجا به فضاى لايتناهى برون و بر ساكنان سيّارات سر مى‏كشد و زواياى آفرينش را مى‏شكافد و با اين همه گستره، موجب حيرت و دهشت مى‏گردد. يكى از افق‏هاى بى‏كران علم آنها دانش پزشكى و علم تغذيه و بهداشت است. گويى حضرتشان ممتازترين متخصص خبره اين عرصه اند و به همين لحاظ نخستين پايه‏گذار مكتب ويژه طب و تغذيه و فرهنگ بهداشت در اسلام و در شبه جزيره‏ى عربستان و عرصه‏هاى مدنيت گسترده قلمرو اسلام به‏شمار مى‏روند.

در اين عرصه بسيارى از پزشكان و پژوهشگران و بيماران مخصوصا درقرن سوم و چهارم از خوان گستره‏ى دانش ائمه اطهار(ع)، بهره‏ها جسته و بزرگان برجسته‏اى را تحت آموزه‏هاى خود پرورده و بسيارى را با بهره‏گيرى از علوم و معارف طبى به سوى شهرها و محافل گسيل داشته و آوازه‏ى معارف و آموزه‏هاى علومشان بر مراكز علمى و فرهنگى گسترده و از سرچشمه‏ى پرفيض دانش شان سيراب ساخته است كه در اين مجموعه مى‏توان از لابلاى كلام درس آموزشان بهره‏ها يافت و معناها جست. دانشى كه برگرفته از معدن وحى و الهام است لاجرم بر دل‏ها می نشيند و قلب‏ها و جان‏هاى پاك عطشناك را سرمست و سيراب می سازد.

پيامبر اعظم(ص) و جانشينان گرانقدرش ائمه‏ى اطهار(ع) به امت مسلمان تأكيد مى‏فرمايند كه چگونه از جسم فرزندان خويش صيانت كنند تا سلامتى جاى خود را به بيمارى ندهد و توانشان به ضعف بدل نشود.

ايشان فرموده‏اند: روح و جان آدمى، تأثير مستقيم بر جسم دارد، چنان‏كه آسمان‏ها و زمين و سيّارات و كهكشان‏ها و اجرام سماوى، بر زمين و جسم و جان انسان‏ها اثر دارند و اثرات متقابل بين اجرام آسمانى و زمينى بر انسان‏ها نيز اثر دارد. از همين رو، پيشوايان دين خواص خوراكى‏ها، ميوه‏جات و گياهان و نوشيدنى‏ها را تشريح و به خوردن آنها با رعايت حفظ اعتدال تأكيد داشته‏اند. گياهان و ميوه‏هاى طبيعى درمان جسم، ادعيه و قرائت آيات قرآنى درمان و داروى روح و تعادل ميان آنها تضمين‏كننده‏ى سلامت است.

شايد در ابتداى امر، عنوان بالا براى بعضى مايه‏ى شگفتى شود، كه چگونه تغذيه در اخلاق و روحيّات و ملكات نفسى مى‏تواند اثر بگذارد؟ چرا كه آن مربوط به جسم است و اين مربوط به روح، ولى با توجّه به رابطه‏ى بسيار نزديك و تنگاتنگى كه ميان جسم و روح آدمى است، جايى براى اين شگفتى باقى نمى‏ماند.

بسيار بوده است كه يك حالت بحرانى روحى و غم و اندوه شديد، جسم را در مدّت كوتاهى، ضعيف، پژمرده و ناتوان مى‏سازد، موهاى انسان را سفيد، چشم را كم‏نور، قوّت و توان را از دست و پا مى‏گيرد؛ عكس اين مسأله نيز صادق است كه حالات خوب جسمانى در روح انسان اثر مى‏گذارد، روح را شاداب و فكر را انرژى مى‏بخشد.

در پایان باید گفت: آنچه که ما را از کسالت های جسمانی و حالات بحرانی روحی و معنوی نجات میدهند تمسک به قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام و عمل به آنها است که ضامن بقاء و سلامتی حیات مادی و معنوی ماست. و این دو همانند کشتی نجاتی هستند که مسافران آن با صحت و عافیت به ساحل سلامت می رسند و بازماندگان از آن، در دریای حوادث غرق و هلاک می شوند. پس اعتصام به این دو تنها (قران و عترت) راه درست و سالم زیستن در جهان فانی و نجات و سر بلندی در عالم باقی و سرای آخرت است. امید که تمامی ما عامل به فرامین این دو میراث گرانبهای رسول گرامی اسلام باشیم. پس از ذکر این مقدمه به ذکر احادیث طبی می پردازیم. امید که مقبول طبع افتد. انشاءا…

 

ارزش طب در علوم اسلامی

ارزش طب و دانش پزشكي بین علوم اسلامي :

عن امیرالمومنین علیه السلام: العُلومُ أربَعَةٌ: الفِقهُ لِلأَديانِ، وَ الطِّبُّ لِلأَبدانِ، وَ النَّحوُ لِلِّسانِ، وَ النُّجومُ لِمَعرِفَةِ الأَزمانِ.

🔴 امیرمومنان علی (ع) : دانش‏ها بر چهار گونه‏ اند: فقه (دين‏ شناسى) براى دين‏ ها، طب براى بدن‏ ها، نحو براى زبان، و نجوم هم براى شناخت زمان‏ ها.🔴

منبع: (معدن الجواهر،ص۴۰- کنزالفوائد،ج۲،ص۱۰۹ – بحارالانوار،ج۱،ص۲۱۸)

بررسي جايگاه دانش پزشكي در طبقه بندي علوم اسلامي نشان دهندة ارزش والاي اين دانش در ديدگاه نظريه پردازان و انديشمندان اسلامي ميباشد؛ چنانچه نگاهي به روند تاريخي آن در پيش از اسلام بيندازيم، خواهيم ديد كه همواره همة ملتها با هر فرهنگ و تمدن، توجهي ويژه به اين دانش داشته اند و جايگاهي ويژه در رده بندي علوم به آن اختصاص داده اند.

فرهنگنامه هاي بسياري از انديشمندان خاور زمين به ويژه ايرانيان و ايراني تباران در درازاي تاريخ كهن ما، در دسترس ميباشد كه گوياي توجه به دانشخواهي و دانش پروري ايرانيان است. گوناگوني فرهنگنامه ها در زمينه هايي مانند دانشهاي فلسفي، طبيعي، ديواني، مذهبي و دايرةالمعارفهاي فراگير همة دانشها، در ميان آنها ديده ميشود كه گوياي آن است كه نويسندگان آنها كوشش داشتند تا شناخت خود را در زمينة هر دانشي، بشناسانند پس بدينگونه است كه فرهنگنامه هاي گوناگون نوشته شده و در آينده نيز نگاشته خواهد شد.

 

رده بندي دانش پزشكي در ديگر دانشهاي دوران شكوفايي اسلام نيازمند:

الف – شناخت همة دانشهاي آن دوران و رده بندي آنها با كمك روش كلاسه بندي نوع شناسي دايره المعارفهاي گوناگون مانند دايره المعارف دانشهاي فلسفي، دانشهاي مذهبي، دانشهاي طبيعي، دانشهاي اداري [ديواني] منشيان و دبيران و دانشهاي پزشكي ميباشد.

ب – شناسايي انديشمنداني است كه نخستين گامها و گامهاي پسين را در اين راه برداشته اند؛ سپس بايد به دنبال بررسي گروه بندي دانش پزشكي در واگويه هاي ايشان باشيم . ارسطو علوم را به سه دسته نظري، عملي و فني [توليدي، مكانيكي] گروه بندي كرده است. ارسطو دانشهاي نظري را دانشهايي به شمار ميآورد كه هدفشان شناختي براي شناخت هر چيز ميباشد و آن دربرگيرندة سه جهت وجود است:

۱) وجود مطلق كه دربرگيرندة دانش متافيزيك و يا علم اعلي و يا دانش الهيات و يا فلسفة اولي است.

۲) وجودي كه داراي اندازه و شماره باشد و آن دانشي است كه موضوعش در خارج نياز به ماده دارد ولي نه در وجود ذهني آن مانند دانش رياضيات كه به آن علم أوسط گويند. ۳ (وجودي كه داراي جنبش و احساس باشد و آن دانشي است كه موضوع آن در بيرون وجودش نياز به ماده داشته باشد و يا آن كه موضوع آن در وجود منطقي و خارجي به ماده نياز داشته باشد، مانند هر جسم. اين دانش، همان دانش طبيعي و يا علم ادني و يا علم اسفل است كه دربرگيرندة دانش طبيعي، آثار علوي [ستاره شناسي]، كون و فساد، گياه شناسي و جانورشناسي و دانش روانشناسي ميباشد و چه بسا برخي علم پزشكي را نيز به آنها پيوند ميزنند و برخي ديگر دانش كيمياگري را نيز جزئي از آن به شمار ميآورند؛ ولي بنابر آن چه از فلسفة ارسطويي يونانيان به ما رسيده، اين دانش در يونان مورد توجه نبوده و زادگاه و پرورشگاهش جايي ديگر جز يونان بوده است. (ویکی پدیا. دانشنامه آزاد)

آيين اسلام در سدة هفتم ميلادي پا به عرصة جهان گذاشت و در كمتر از يك سده نيمي از جهان راتسخير كرد و پس از دو سده سكوت، كانونهاي دانشگاهي اين سرزمينها را در درون خود متمركز كرد و با بهره بري از تعاليمش به گسترش آنها روي آورد و پرچمدار دانش جهاني شد.

🔴 پيامبر اسلام (ص) با ارزش گذاري ويژه اي به دانش پزشكي، جايگاه آن را برتر از دانش آيين شناسي برميشمرد. روايت نقل شده از پيامبر (ص): دانش دو گونه است:دانش پزشكي و الهيات.🔴

گفتة ديگر از اميرمؤمنان علی (ع) است كه فرموده اند: دانش چهارگونه است، فقه براي آيين شناسي، پزشكي براي پاييد و درمان تن، نحو براي زبان و درست سخن گفتن و ستاره شناسي براي شناخت زمان. برای فهم ارزش هر علمی باید علاوه بر شناخت ارزش آن علم، نوشته ها و تحقیقاتی که پیرامون آن دانش به رشته تالیف در آمده را مورد مطالعه و مداقه قرار داد. از این رو برای پی بردن به ارزش و جایگاه علم پزشکی، شما را به بررسي جايگاه دانش پزشكي در رده بندي علوم اسلامي و تالیفاتی که در این زمینه صورت گرفته ارجاع میدهیم:

-کتاب الحاوی فی الطب، اثر زکریای رازی.

-کتاب جوامع العلوم، اثرشعیاشاگرد ابوزید احمد بلخی.

-کتاب الرسائل، اثر اخوان الصفا.

-کتاب فوزالعلم، اثرابن ندیم.

-کتاب مفاتیح العلوم، اثر خوارزمی.

-کتاب شفا و قانون، اثر ابن سینا.

 « بر گرفته از کتاب ۴۰ حدیث طبی استاد مصطفی لبیکی.»

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.